تبليغاتX
از همه جا
آنچه من فکر میکنم

این شعر و تصنیف زیبای اون رو همه ی ما حداقل یک بار خوندیم و شنیدیم.

شعری زیبا از مهرداد اوستا :

 

وفا نكردي و كردم، خطا نديدي و ديدم
شكستي و نشكستم، بُريدي و نبريدم

اگر ز خلق ملامت، و گر ز كرده ندامت
كشيدم از تو كشيدم، شنيدم از تو شنيدم

ولی داستان عشق و خیانتی که باعث سروده شدن این شعر در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 20 مهر1388ساعت 8:30 قبل از ظهر  توسط ESI | 
این همه آتش خدایا شعله اش از گور کیست؟ - شهوت این بی نمازان، نشئه ی انگور کیست؟ - پرده دانان طریقت در صبوری سوختند - این صدای ناموافق زخمه ی تنبور کیست؟ - شیخ بازیگوش ما از بس مرید خویش بود - عطسه ای فرمود و گفت این جمله ی مشهور کیست! - پنج استاد حقیقت حرف شان با ما یکی ست - راستی در پشت این دستورها دستور کیست؟ - آب نوشان ادّعای خضر بودن می کنند - رنگ پیراهان اینان وصله ی ناجور کیست؟ - - دست این پاسور بازان هر که دل را داد باخت - دوستان چشم شما در انتظار سور کیست؟ - دین و دل دادند یارانم در این شرب الیهود - شیخ ما در باده گم شد ، مست ما مستور کیست؟ - این که خضرش خوانده اید، اسکندر مقدونی است - این که دریایش لقب دادید چشم شور کیست؟ - این که بر آن گوش خود بستید، صور محشر است - این که شیطان می دمد دائم در آن شیپور کیست؟ - آن که می زد روز و شب پیوسته لاف اختیار - این زمان ترس از که دارد؟ این زمان مجبور کیست؟ - بعد طوفان جز کفی در کیسه ی امواج نیست - شاه ماهی های این دریا ببین در تور کیست!
+ نوشته شده در  دوشنبه 20 مهر1388ساعت 7:47 قبل از ظهر  توسط ESI | 
الف.راستگو


alef_rastgoo@yahoo.com

کلا این روزها کنجکاو شده ایم و مدام برایمان سئوال پیش می آید، با توجه به اصل "پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است" ترجیح دادیم برخی از سئوالاتمان را با شما در میان بگذاریم، اگر شما جواب سئوالات ما را می دانید حتما به ما بگویید!

احمدی نژاد (در مراسم معارفه حسینی و تودیع صفار هرندی): دوستان در وزارت ارشاد با سرعت ۱۲۰ یا ۱۵۰کیلومتر در ساعت در مسیر تعالی فرهنگی بدوند.

1- آیا رکورد دوی سرعت جا به جا خواهد شد؟!

2- با توجه به آنکه حداکثر سرعت مجاز در بزرگراه های کشور 120 کیلومتر در ساعت است آیا دکتر احمدی نژاد از دوستان در وزارت ارشاد خواسته اند که با سرعت غیر مجاز بدوند؟!

3- آیا "بزن بریم، به سرعت برق و باد" ؟!

4- آیا دانشمندان جوان ماده ای اختراع کرده اند که به واسطه ی مصرف آن انسان ها می توانند از یوزپلنگ هم تندتر بدوند؟!

5- آقای صفار هرندی در وزارت ارشاد با چه سرعتی می دویدند و آیا دلیل کنار گذاشتن ایشان سرعت بیش از 150 کیلومتر در ساعت بوده است و یا سرعت کمتر 120 کیلومتر در ساعت داشته اند؟!

***
نجار : وزارت كشور مي‌تواند به بسياري از كارهاي كشور سرعت بخشد.

1- آیا کلا سرعت چیز خوبی است؟!
2- آیا مسابقات رالی؟!
3- آیا دویدن با سرعت 120 الی 150 کیلومتر در ساعت؟!

***
پس از آن كه محمود احمدی نژاد جنایات كهریزك و كوی دانشگاه را كار جریان برانداز خواند، رجانیوز بازداشت عجیب عاطفه امام، دختر جواد امام را تلویحا كار جریان برانداز خواند!

1- آیا براندازها اسلحه دست می گیرند و ترور می کنند؟!

2- آیا براندازها انقلاب مخملی می کنند؟!

3- آیا براندازها در کهریزک جنایت می کنند؟!

4- آیا براندازها بازداشت می کنند؟!

5- لطفا یکی برای ما معنی کلمه ی "برانداز" را مجددا توضیح دهد! ما که حسابی قاطی کردیم!!

***
احمدی‌نژاد: باقری‌لنکرانی مثل هلو است، آدم می‌خواهد ایشان را بخورد.

1- آیا هر کسی مثل هلو بود باید او را خورد؟!

2- آیا آقای لنکرانی تا به امروز شانس آورده اند که خورده نشده اند؟!

***

هاوج 22 ساله، مدل لباس،که در مسابقه زیباترین زن انگلیس مقام دوم را کسب کرده است، مدتی در عراق خدمت کرده و نشان شجاعت دریافت کرده است، او می گوید:"زندگی در ارتش را دوست دارم و اگر بودنم موجب ترغیب زنان به حضور در ارتش انگلیس شود همچنان به این کار ادامه خواهم داد."

1- آیا حضور هاوج در ارتش موجب ترغیب زنان به حضور در ارتش انگلیس می شود و یا موجب ترغیب مردان؟!

2- خانم هاوج در ارتش چه کار می کند؟! ظرف می شورد؟! لباس می شورد؟! با عراقی ها جنگ می کند؟! از بیماران و مصدومان پرستاری می کند؟! آنجا هم مد لباس است؟! و یا کارهای دیگری دارند؟!

3- آیا جدیدا هلوها غیر از وزیر شدن توانایی آن را دارند که به ارتش هم بروند؟!

***
همسر جرج بوش: بوش از يادآوري خاطرات خود شرمنده است.

1- آیا بوش هم بعــــــــله؟!

2- آیا مونیکا لوینسکی؟!

3- آیا هلو برو تو گلو؟!

***
وزير بهداشت: اگر زني به پزشک مراجعه کند بايد در بسته باشد.

1- آیا پنجره ها هم باید بسته باشند؟!

2- پرده ها چطور؟! باید کشیده شوند؟!

3- اگر دکتر مرد بود چی؟! باز هم درها رو باید بست؟!

4-  آیا تا قبل از دستور شفاهی خانم وزیر پزشک ها اگر زنی مراجعه می کرد درها را باز نگه می داشتند؟!

5- آیا با این جمله تمام مشکلات حوزه ی بهداشت حل شد؟!!

منبع : سايت عصر ايران
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 5:10 بعد از ظهر  توسط ESI | 
علی هم می توانست اما...

خلیفه نیستی

سلطان هم

فقط امام اول مظلومانی

و جای پنج سال

می‌شد که پنجاه سال حاکم باشی

می‌شد که شامات را

چون دندانی کند و پراکند

که سهم بچه‌های ابوسفیان باشد

و در امارت کوفه

کاری هم به «ابن‌ملجم» و «قطام» داد.

می‌شد هر سال

به هند و پارس

به چین و ماچین دعوت شد

سلطان روم

به افتخار حضورت برپا کند

چیزی شبیه همین ضیافت‌های شام

در تالارهای آینه و مرمر

و پشت درهای بسته

می‌شد حسین و حسن را با خود همراه کرد

یکی مشاور اعظم

یکی وزیر خزانه‌داری کل

می‌شد کاری کرد

که جعده هم مشاورت امور بانوان را عهده‌دار باشد

یا کاره‌ای که زهر نریزد

یا نه

حکومت ایران هم می‌شد که سهم حسن باشد

حکومت عراق، سهم حسین

حتی عقیل را می‌شد سه چهار سالی

با حقوق ارزی آن روز

به اندلس فرستاد

می‌شد محمد حنفیه

سفیر سازمان ملل باشد

مانند این پسرخاله‌ها

که تا هنوز و تا همیشه سفیرند!

می‌شد کنار رود فرات

کاخی سبز ساخت

برای تابستان‌ها

سری به بغداد زد

بر بالای کوه ابوقبیس

کاخی سپید داشت

چیزی شبیه کاخ سعدآباد

شبیه کاخ ملک فهد

کاخی بلندتر از خانه‌ خدا

می‌شد که بعد خود

به فکر پادشاهی فرزندان بود

مثل همین ملک حسین و ملک حسن

مثل همین حیدر علی‌اف

و اف بر این دنیا...

می‌شد که امام علی بود و

با تمام جهان ارتباط داشت

مثل همین امام علی رحمانف

می‌شد با خانم رایس دست داد

می‌شد انبان خویش را پر کرد

از شیر مرغ و جان آدمیزاد

از وعده و وعید

و افطاری داد از بیت‌المال

و جامه‌های اطلس و ابریشم پوشید

با میمون و سگ بازی کرد

رقاصه‌های روم را دعوت کرد

با چشم‌بندی و آتش‌بازی

شب را به صبح رساند

در برج‌های دوبی سهمی داشت

در بازار بورس دستی...

نشست بالای تختی و

کلاهی از مروارید و زر بر سر گذاشت

یا دست کم

هر روز یک اسب پیش‌کش قبول کرد

یک شمشیر مرصع

که نام تو بر آن حک شده باشد

این تحفه‌ها از هند است

آن جامه‌ها از روم

این فرش‌های ابریشمین از ایران...

جشنی بگیر

بگو که شاعران قصیده بخوانند

شب را زود بخواب

که کاترینا و سونامی در راه است

برای کندن چاه

به بردگان سیاه فرمان بده

به شرکت‌های چند ملیتی

برای بردن نان فرصت نیست

این را به سازمان غله و نان بسپار!

این وقت شب

نشسته‌ای و به من لبخند می‌زنی

می‌دانم

این‌گونه شعرها خوب نیستند

اما مولای من!

آن کفش‌های وصله‌دار هم

مناسب پای حضرت حاکم نیست!
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 5:5 بعد از ظهر  توسط ESI | 

*  سعی كنید روزها استراحت كنید تا شبها راحت بتوانید بخوابید

* در نزدیكی تخت خوابتان صندلی بگذارید تا اگر از خواب بیدار شدید روی آن نشسته و استراحت كنید

*  ایستادن به رفتن، نشستن به ایستادن و خوابیدن به نشستن اولویت دارد

*  جایی كه می‌توانید بنشینید چرا می‌ایستید؟

*  كار امروز را به فردا موكول كنید و كار فردا را به پس فردا

*  اگر حس كار كردن به شما دست داد كمی صبر كنید تا این حس از شما بگذرد

*از همه دیرتر سر سفره رفته و زودتر بلند شوید تا زحمت چیدن و جمع كردن سفره به شما تحمیل نشود

*برای كار همیشه فرصت هست پس از استراحت غافل نشوید

* در میهمانی‌ها حتماً با خود بالش ببرید شاید فرصتی برای استراحت بدست آوردید.
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 4:54 بعد از ظهر  توسط ESI | 

اروپا: موفقيت مدير بر اساس پيشرفت مجموعه تحت مديريتش سنجيده ميشود

ايران: موفقيت مدير سنجيده نميشود، خود مدير بودن نشانه موفقيت است

  ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 18 مرداد1388ساعت 4:34 بعد از ظهر  توسط ESI | 

خوب است که بدانیم!؟ شايد كه عمل كنيم!!!

تفاوت كشورهای ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست

برای مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است !
 
اما كشورهای جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهی نداشتند، اكنون كشورهایی توسعه يافته و ثروتمند هستند .
 
تفاوت كشورهای فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعی قابل استحصال آنها هم نيست .

ژاپن كشوری است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوههایی است كه مناسب كشاورزی و دامداری نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوری ميباشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر ميكند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 18 مرداد1388ساعت 2:6 بعد از ظهر  توسط ESI | 
طبيعتا'' 2 ساعت در روز براي خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود.
پس 96 روز باقي ميماند.اگر داوطلبي در كنكور قبول نشد هيچ تقصيري نداردچرا كه سال فقط 365 روز است.در حالي كه:
1- سال 52 جمعه داريم و ميدانيد كه جمعه ها فقط براي استراحت است به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند.
2- حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني است كه به دليل گرماي هوا مطالعه ي دقيق براي يك فرد نرمال مشكل است.بنابراين 263 روز ديگر باقي ميماند.

3- در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است كه جمعا'' 122 روز ميشود. بنابراين 141 روز باقي ميماند.

4- اما سلامتي جسم و روح روزانه1 ساعت تفريح را ميطلبد كه جمعا'' 15 روز ميشود.پس 126 در روز باقي ميماند.

5- طبيعتا'' 2 ساعت در روز براي خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود. پس 96 روز باقي ميماند.

6- 1 ساعت در روز براي گفتگو و تبادل افكار به صورت تلفني لازم است. چرا كه انسان موجودي اجتماعي است.اين خود 15 روز است.پس 81 روز باقي ميماند.

7- روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خوداختصاص ميدهند. پس 46 روز باقي ميماند.

8- تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست كم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقي ميماند.

9- در سال شما 10 روز را به بازي ميگذرانيد.پس 6 روز باقي ميماند.

10- در سال حداقل 3 روز به بيماري طي ميشود و 3 روز ديگر باقي است.

11- سينما رفتن و ساير امور شخصي هم 2 روز را در بر ميگيرند. پس 1 روز باقي ميماند.

12- 1 روز باقي مانده همان روز تولد شماست.چگونه ميتوان در آن روز درس خواند؟!!

نتيجه ي اخلاقي: پس يك داوطلب نرمال نميتواند

اميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد

+ نوشته شده در  شنبه 17 مرداد1388ساعت 10:41 قبل از ظهر  توسط ESI | 


مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ به دست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.

مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد ابتدا با شنیدن این جواب جا خورد.

شیطان در ادامه توضیح می دهد: ((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید.

من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا بر این، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.


+ نوشته شده در  شنبه 17 مرداد1388ساعت 10:34 قبل از ظهر  توسط ESI | 


 


 

مردی با اسب و سگش در جاده‌ای راه می‌رفتند. هنگام عبور از كنار درخت عظیمی، صاعقه‌ای فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهمید كه دیگر این دنیا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. گاهی مدت‌ها طول می‌كشد تا مرده‌ها به شرایط جدید خودشان پی ببرند.
پیاده‌روی درازی بود، تپه بلندی بود، آفتاب تندی بود، عرق می‌ریختند و به شدت تشنه بودند. در یك پیچ جاده دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند كه به میدانی با سنگفرش طلا باز می‌شد و در وسط آن چشمه‌ای بود كه آب زلالی از آن جاری بود. رهگذر رو به مرد دروازه‌بان كرد: «روز به خیر، اینجا كجاست كه اینقدر قشنگ است؟»
دروازه‌بان: «روز به خیر، اینجا بهشت است.»
- «چه خوب كه به بهشت رسیدیم، خیلی تشنه‌ایم.»
دروازه‌بان به چشمه اشاره كرد و گفت: «می‌توانید وارد شوید و هر چه قدر دلتان می‌خواهد بنوشید.»
- اسب و سگم هم تشنه‌اند.
نگهبان: واقعأ متأسفم. ورود حیوانات به بهشت ممنوع است.

مرد خیلی ناامید شد؛ چون خیلی تشنه بود، اما حاضر نبود تنهایی آب بنوشد. از نگهبان تشكر كرد و به راهش ادامه داد. پس از اینكه مدت درازی از تپه بالا رفتند، به مزرعه‌ای رسیدند. راه ورود به این مزرعه، دروازه‌ای قدیمی بود كه به یك جاده خاكی با درختانی در دو طرفش باز می‌شد. مردی در زیر سایه درخت‌ها دراز كشیده بود و صورتش را با كلاهی پوشانده بود، احتمالأ خوابیده بود.
مسافر گفت: روز به خیر
مرد با سرش جواب داد.
- ما خیلی تشنه‌ایم، من، اسبم و سگم.
مرد به جایی اشاره كرد و گفت: میان آن سنگ‌ها چشمه‌ای است. هرقدر كه می‌خواهید بنوشید.
مرد، اسب و سگ، به كنار چشمه رفتند و تشنگی‌شان را فرو نشاندند.


مسافر از مرد تشكر كرد. مرد گفت: هر وقت كه دوست داشتید، می‌توانید برگردید.
مسافر پرسید: فقط می‌خواهم بدانم نام اینجا چیست؟
- بهشت
- بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمری هم گفت آنجا بهشت است!
- آنجا بهشت نیست، دوزخ است.
مسافر حیران ماند: باید جلوی دیگران را بگیرید تا از نام شما استفاده نكنند! این اطلاعات غلط باعث سردرگمی زیادی می‌شود!
- كاملأ برعكس؛ در حقیقت لطف بزرگی به ما می‌كنند. چون تمام آنهایی كه حاضرند بهترین دوستانشان را ترك كنند، همانجا می‌مانند...
+ نوشته شده در  شنبه 17 مرداد1388ساعت 10:33 قبل از ظهر  توسط ESI | 

جذاب ترین معادلات و نتایج عجیب

 


 

معادله ۱
انسان = خواب + خوراک + کار + تفریح
الاغ = خواب + خوراک
پس
انسان = الاغ + کار + تفریح
و بنابراین
انسان - تفریح = الاغ + کار
بعبارت دیگر
انسانی که تفریح نداره = الاغیه که فقط کار می کنه...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 17 مرداد1388ساعت 9:44 قبل از ظهر  توسط ESI | 
سازمان بهزیستی با فرستادن مددکار به برخی خانه های فساد ،روش های کاهش آسیب های جنسی پرخطر در کنترل بیماری ایدز را آموزش می دهد. (جهان نیوز 11/5/88)

خبر فوق را می خوانیم و چند باری سرمان را با تمام قدرت به دیوار می کوبانیم، خیر! خواب نیستیم! چند بار جمله ی فوق را برای خودمان تکرار می کنیم و به چند احتمال می رسیم:

احتمال اول: سازمان بهزیستی آدرس خانه های فساد را دارد و در نتیجه به این خانه ها مراجعه کرده است و به خانم های محترم روسپی آموزش داده است که چگونه تن فروشی کنند تا یک وقتی خدایی ناکرده سلامتی شان به خطر نیفتد و آنفلانزای خوکی و ایدز نگیرند و بتوانند بدون هر گونه خطری به انجام کار شرافتمندانه(؟!!) ی خود ادامه دهند و بیمار نشوند و از کار و کاسبی نیفتند!...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت 11:30 قبل از ظهر  توسط ESI | 
زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید.
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 مرداد1388ساعت 4:35 بعد از ظهر  توسط ESI | 

در سریال یوسف پیامبر كه چند هفته پیش به پایان رسید همه دیدیم كه یعقوب نبی بالاخره به وصال خود رسید و پسرش یوسف را ملاقات كرد.

ماجرا در همین جا پایان یافت و ما دیگر متوجه نشدیم كه آخر و عاقبت كار به كجا كشید.داستان جالب و خواندنی و واقعی مرگ و دفن حضر ت یوسف (آخر و عاقبت یوزارسیف) را از منابع معتبر برای شما استخراج نمو ده ایم و به صورت خلاصه و مفید در اینجا بیان كرد ه ایم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 مرداد1388ساعت 4:1 بعد از ظهر  توسط ESI | 

راهکارهای خلاقانه

شکی نیست که همه افراد موفق پس از پشت سر گذاشتن دوره های سخت و طاقت فرسای زندگی توانایی عملی کردن اهداف خود را بدست آورده اند. هر گونه شکست، سختی، و مشکل می تواند به منزله سرآغاز ایجاد ابداعات و اختراعات شگرفی به شمار رود. باید توجه داشت که "نیاز" سرچشمه هر گونه نوآوری و اکتشاف است. اگر احساس می کنید در زندگی خود به بن بست رسیده اید باید بدانید که در مکان مناسبی برای افزایش خلاقیت خود قرار دارید، پس دست بکار شوید و از تنگاهای موجود به نفع خود بهره برداری کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 مرداد1388ساعت 3:32 بعد از ظهر  توسط ESI | 
روزی مرد جوانی هوس شنا کرده بود. بعد از اینکه مقداری تن به آب سپرد و خسته شد از دریا خارج شد اما متوجه شد که امواج دریا مایوی او را با خود برده. هراسان به اطراف نگاه کرد و در این حین سطلی آهنی را که کناری افتاده بود دید. با خوشحالی آنرا برداشت و بعنوان پوشش موقتی در جلو خودش نگاهداشت و به سمت ساحل رفت. همینطور که پیش میرفت، در ساحل دریا دختری را مشاهده کرد که در حال مطالعه بود.
از سر کنجکاوی جلو آمد و رو به دختر خانم کرد و گفت: ببخشید شما چه کار میکنید؟ دختر گفت: مگر نمی بینی دارم کتاب می خوانم. پسر پرسید: میشه بگویید موضوعش چیه؟ دختر گفت: موضوعش درباره فلسفه است. پسر در باز هم پرسید: فلسفه؟ من که تا به حال نفهمیدم اصلا فلسفه یعنی چه؟ دختر گفت: خیلی ساده است. فلسفه یعنی اثبات چیزهایی که وجود خارجی ندارند. پسر که بیشتر کنجکاو شده بود سوال کرد: میشه یک مثال بزنی که بهتر بفهمم. دختر رو به پسر کرد و گفت: مثلا همین سطلی که شما جلوی خودت گرفتی فکر میکنی که ته داره. در صورتی که ته نداره.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 مرداد1388ساعت 10:40 قبل از ظهر  توسط ESI | 
1 يهو نگاه ميكني مي بيني خانوادت كه 3 نفر بيشتر نيستن 5 خط موبايل دارن


2 واسه همكارت ايميل ميفرستي،در حاليكه ميز بغل دستي تو نشسته


3 رابطت با اقوام و دوستاني كه ايميل ندارن كمتر و كمتر ميشه تا به حد صفر برسه


4 ماشينت رو جلوي در خونه پارك ميكني بعدش با موبايلت زنگ ميزني خونه كه بيان كمك چيزايي رو كه خريدي ببرن داخل


5 هر آگهي تلويزيوني يه آدرس اينترنتي هم داره


6 وقتي خونه رو بدون موبايلت ترك ميكني،استرس همه وجودت رو ميگيره و با سرعت برميگردي كه موبايلت رو برداري، بدون توجه به اينكه 20-30 سال از عمرت رو بدون موبايل گذروندي

8 صبحها قبل از خوردن صبحونه اولين كاري كه ميكني سر زدن به اينترنت و چك كردن ايميله


9 الان در حاليكه اين مطلب رو ميخوني،سرت رو تكون ميدي و لبخند ميزني


10 اينقدر سرگرم خوندن اين مطلب بودي كه حتي متوجه نشدي اين ليست شماره 7 نداره


11 الان دوباره برگشتي بالا كه چك كني شماره 7 رو داشته يا نه


12 و من مطمئنم كه اگه دوباره برگردي بالاحتماً شماره 7 رو پيداش ميكني،بخاطر اينكه خوب بهش توجه نكردي



13 دوباره برميگردي بالا ولي شماره 7 رو پيدا نميكني،خوب من شوخي كردم ولي نشون ميده كه تو به خودت هم اعتماد نداري و هرچي بقيه ميگن باور ميكني.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 مرداد1388ساعت 10:29 قبل از ظهر  توسط ESI | 

توجه: مطالبی كه در این پست اومده صرفا جنبه ی سرگرمی و تفریح داره،پس اصلا و ابدا جدی نگیریدیش و خدای ناكرده به خاطر این مطلب نامزدیهاتون رو بهم نزنید یا برعكس نامزد نشید باكسی.


خب،نمودار زیر به ما میگه كه متولین چه ماههایی با هم میسازن و برعكس:

*پیوند فروردین با سایر ماهها

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 13 مرداد1388ساعت 12:5 بعد از ظهر  توسط ESI | 

اگه كمی و فقط كمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را كمی بهتر كنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی كه معلوم نیست كی باشد نباشیم...در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 12 مرداد1388ساعت 6:23 بعد از ظهر  توسط ESI | 

 هنوز شادی و سرور جامعه از خبر تولد دومین گوساله شبیه‌سازی شده؛ «تأمینا»، پایان نیافته بود که خبر مرگ «بنیانا»، نخستین گوساله شبیه‌سازی شده در ایران، همگان را در بهت و ماتم فرو برد....



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 12 مرداد1388ساعت 11:7 قبل از ظهر  توسط ESI | 

مردی تخم عقابی یافت و آن را در آشیانه ی یک مرغ کرچ گذاشت. عقاب به همراه جوجه های دیگر از تخم بیرون آمد و با آنها شروع به رشد نمود. عقاب در طول تمام زندگیش همان کارهای را می کرد که جوجه ها می کردند، چون تصور می کرد که او نیز جوجه مرغی بیش نیست!!! او برای پیدا کردن کرم و حشره روی زمین را با ناخن می کند، قدقد می کرد و صدای مرغان کرچ را در می آورد. بال های خود را بر هم می زد و چند قدمی در هوا می پرید.
سال ها بدینسان گذشت و عقاب بسیار پیر شد. روزی عقاب بالای سر خود، در گودی آسمان بی ابر، پرنده ی با شکوهی دید که با وقار هر چه تمام تر در میان جریان پر تلاطم باد، بی آن که حتی حرکتی به بال های طلائیش دهد، در حال پرواز است. او با بیم و وحشت به آن نگریست و از مرغ کنار دستی اش پرسید : (( اون کیه؟ )) همسایه اش پاسخ داد : اون یه عقابه، پادشاه پرندگان. اون به آسمان تعلق داره و ما به زمین؛ ما جوجه هستیم
و بدینسان بود که عقاب جوجه زیست و جوجه مرد؛ چون فکر می کرد که جوجه است

آنتونی دو ملو

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 مرداد1388ساعت 11:0 قبل از ظهر  توسط ESI | 
به این تست شک نکنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید جمع بزنید..


حاضرید؟

پس شروع کنید: ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 12 مرداد1388ساعت 10:48 قبل از ظهر  توسط ESI | 

آقای سکسکه عمل کرده، می‌ره سر کار و میاد و زندگی‌شو می‌کنه!



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 10 مرداد1388ساعت 4:2 بعد از ظهر  توسط ESI | 

قربان وفاتم به وفاتم نظری کن

تابوت مگر بشنوم از رخنه تابوت


بعد از این همه مدت فقط می خواستم بگم دوستت دارم

+ نوشته شده در  شنبه 10 مرداد1388ساعت 2:49 بعد از ظهر  توسط ESI | 
لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 10 مرداد1388ساعت 2:32 بعد از ظهر  توسط ESI | 

عروسی رفتن دخترها:


دو، سه هفته قبل از عروسی، دغدغه ی خاطرش اینه که : من چی بپوشم؟! توی این مدت هر روز یا دو روز یه بار " پرو" لباس داره... اون دامن رو با این تاپ ست می کنه، یا اون شلوار رو با اون شال!! ممکنه به نتایجی برسه یا نرسه! آخر سر هم می ره لباس می خره!! بعد از اینکه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 10 مرداد1388ساعت 1:49 بعد از ظهر  توسط ESI | 


ده ماده غذایی که چهره شما را زیبا تر می سازد

همان طور که می گویند شما همان چیزی هستید که میل می کنید درست غذا خوردن به حفظ یک زندگی سالم و در عین حال حفظ چهره ای سالم کمک می کند .وقتی احساس خوبی در مورد چیز هایی که میل میکنید دارید و زمانی که  موادی که مصرف می کنید برا یشما مفید است . این شانس را دارید که از چهره ای که می خواهید بر خوردار باشید در اینجا ده ماده غذایی که نه تنها به شما کمک میکند احساس خوبی داشته باشید بلکه کمک می کند چهره ای فوق العاده نیز داشته باشید معرفی می شود:

آب

نوشیدن مقادیر کافی آب در هر روز به پوست کمک می کند که ظاهری صاف نرم انعطاف پذیر و جوان تر داشته باشید. وقتی بدن را هیدراته(دارای آب) نگه میدارید ظاهر کلی شما از نظر بافت پوست مو ناخن ها بهبود می یابد. اگر احساس رم می کنید ممکن است به دلیل افزایش میزان سدیم بدن شما باشد. افزایش دریافت آب به خروج سدیم از بدن کمک می کند.

ویتامین c

ویتامین c به بدن کمک میکند تا با عفونت ها و بیماری ها مبارزه نماید . این ویتامین سیستم ایمنی را تقویت کرده و نیز بهبود بیماری ها را تسریع میکند.آیا می دانید که ویتامین c برای ساختن کلاژن ضروری است؟کلاژن به پوست کمک می کند تا الاستیک و در عین حال محکم باقی مانده و در نتیجه پوست بدون چروک باقی بماند.مرکبات توتها گوجه فرنگی  گل کلم و کلم بروکلی همگی از جمله مواد غنی از ویتامین c هستند.

چای سبز

چای سبز غنی از آنتی اکسیدان ها است. همچنین نشان داده شده است که مسبب کاهش سطح کلسترول تقویت عملکرد ایمنی و کاهش ریسک ابتلا به...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 10 مرداد1388ساعت 1:37 بعد از ظهر  توسط ESI | 

بهـداشـت خواب عبارت است از مجموعه عاداتي كه بشما كمك مي كنند تا خواب راحتي را تجربه كنيد. شما مي تـوانـيد با چند اصـلاح و تـعـديـل در شيـوه زنـدگي خـود بطور چشمگيري كيفيت خـواب خـود را بـهبـود بـخشـيد.

اهـمـیت خـواب در انسان بسیار بیـشـتر از آنـست که شما تصور می کنــید. نقش خواب در حفظ سـلامـت جـسم و روان حیاتی میباشد.
تقویت سیستم ایمنی بدن، ترمیـم نـورون هــا و حــفـظ کـارآمـدی سیسـتــم عـصـبـی، سـامانـدهـی یـادگـیری و حافظه، و رشد کودکان و نوجوانان (80 درصد هورمون رشد حین خواب ترشح میگردد) از نقشهای عمده خواب میباشند. بنابراین محرومیت از خواب و کمبود خواب اثرات مخرب و نامطلوبی بجای میگذارد مانند:

1- سیستم ایمنی بدن شما ضعیف و نا کارآمد میشود.
2- ناتوانی در تمرکز کردن. قدرت تمرکز شما با میزان خواب شما ارتباط مستقیم دارد.
3- چرت زدن در طی روز.
4- احساس تحریک پذیری، افسردگی، اضطراب، بد خلقی و خستگی در طی روز.
5- اشکال در بلند شدن از خواب.
6-کاهش توان یادگیری و حافظه.کاهش کارایی ذهنی.کاهش هوشیاری.
7-افزایش خشونت طلبی.


چند مطلب جالب درباره خواب:

1- انسان یک سوم عمر خود را در خواب سپری میکند.
2- انسان قادر است سالانه 1825 رویا ببیند.
3- میزان خواب در حیوانات مختلف: خفاشها و کوالاها 20 ساعت...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 10 مرداد1388ساعت 12:23 بعد از ظهر  توسط ESI | 

1. در پشت سر يه دوچرخه سوار در حال رانندگي هستيد ،قصد گردش به راست داريد ، چكار می کنید؟

الف ـ سرمون رو از شيشه مياريم بيرون ميگيم هوووو يــره مگه كوري برو اونور ديگه .


ب ـ به موازات دوچرخه سوار حركت ميكنيم و يه هو ميپيچيم جلوش تا حالش گرفته شه.


ج ـ پشت سرش يه بوق خفن ميزنيم تا هُل شه و بخوره زمين و بعد از روش رد ميشيد طوري كه مخش بپاشه بيرون


د ـ با ماشين ميكوبيم بهش تا بيفته زمين و بعد از رو مخش رد ميشيم .

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 مرداد1388ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط ESI | 


انواع پیغامگیر…

لطفا پس از شنیدن صدای بوق .. و پیام های زیر ..پیغام بگذارید



پیغام گیر حافظ:
رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور!


پیغام گیر سعدی:
از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 5 مرداد1388ساعت 4:8 بعد از ظهر  توسط ESI | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
نمی دونم هنوز به این کلبه حقیرانه سر می زنی یا نه
سلام

پیوندهای روزانه
چند داستان زیبا و کوتاه
باباااا دوست دخترم حامله است
معمای انیشتین
انتقاد شديد «عليرضا قزوه» از صدا و سيما
فلسطین تو آزاد خواهی شد
تناقض‌های هولناک یک گزارش تلویزیونی
نگفت و گفت : چرا چشم هایت آن دو کبود
چند تا شعر طنز درباره اقدام منتظز الزیدی خبرنگار شجاعی که با کفش به بوش حمله کرد
یه شعر زیبا از دکتر امین پور
یه شعر زیبا اما با زبان فوق العاده ساده و کودکانه از مرحوم قیصر امین پور
گلشیفته شیفته چه بود
حذف نام فلسطین از فرهنگ های لغت و کتب مرجع
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
پیوندها
سایت شخصی دکتر احمدی نژاد
بچه های قلم
اشعار حسین منزوی
اشعار محمد علی بهمنی
اشعار سهراب سپهری
وبلاگ اختصاصی علیرضا قزوه
پرویز بیگی حبیب آبادی
www.gaza.ir
مهر (دوست داشتن از طریق ...)
پاسخ به سوالات ديني ؛ شرعي ؛ اعتقادي؛سياسي؛
دست در دست شيطان
وبلاگ نو آوری و شکوفایی
این راه بی انتها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM